چهارشنبه 20 شهریور 1392  10:40 ب.ظ

ین اخرین فصل یعنی فصل نه است و بعد از اون دو ضمیمه قرار دارد با موضوعات :
1- اخلاق کمونیستی
مسئله خودی در اخلاق
معیار فعل اخلاقی
2-مکتب اخلاقی رسل
که نمی دونم بتونم براتون بذارم یا نه ، دوستانم که میان به وبلاگم می دونن که من به خاطر تغییر رشته ای که داشتم امسال مجبورم سال قبل این رشته رو هم بخونم و فکر نکنم از این به بعد زیاد بتونم بیام ولی مطمئن باشید این وبلاگ در طول سال هم رها نمی شه و اپدیت خواهد شد

                              
قسمت چهارم فصل نهم



نوشته بود که در مصر یک هواپیما سقوط کرد و نود ودو نفر کشته شدند. شخصی که سمت او در فرودگاه مثلا تنظیم ترافیک هواپیما ها بوده نه اطلاع دادن به خلبان ، گفته است : بله ، من ان وقتی که هواپیما می امد و ارتفاعش در حدود دو هزار متر بود وباید از سه هزار و پانصد متر کمتر نمی بود چون تصادف می کرد، این را می دیدم و متوجه بودم که طولی نمی کشد که هواپیما تصادف می کند.
گفته اند چرا نگفتی؟  گفته است : " این وظیفه من نبود ، من مسوول این کار نبودم ، مرا برای کار دیگر گذاشته بودند ، من کار خودم را انجام دادم ".
بسیار خوب تو مسوول این کار نبودی ، ولی انسان که بودی. گفته من می دانستم که اگر الان اطلاع بدهم - خلبان ، خودش را باهمه ی سرنشین ها نجات می دهد ، ولی من اطلاع ندادم . ببینید کمبود عواطف به کجاها می کشد و چه بر سرانسان ها می اورد !


نظرات()   
   
افتابگردون
پنجشنبه 21 شهریور 1392 05:01 ب.ظ
دور باد از ما ! ( نکنه ما هم گرفتارش هستیم و خبر نداریم؟!)
پاسخ جلال موسیر لهستانی : امیدوارم اینطور نباشه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic