سه شنبه 16 مهر 1392  07:34 ب.ظ

در قرون 16 و 17م /10 و 11هـ . دولت های اروپایی به منظور افزایش قدرت و ثروت خود ، برنامه خاصی را که بر در دست داشتن تجارت یا مرکانتلیسم ( سوداگری)استوار بود ، دنبال می کردند.
مرکانتلیست ها بر این اعتقاد بودند که ثروت واقعی یک کشور عبارت است از میزان ذخیره پول و فلزات گران بهایی که نزد حکومت یا مردم ان کشور موجود است ؛ به عبارت دیگر هرکشوری که طلا و نقره بیشتری داشت ، قدرتمند تر محسوب می شد

بر این اساس ، دولت ها می کوشیدند از خروج طلا و نقره از قلمرو خود جلوگیری کنند و نیز از خارج طلا و نقره به داخل کشور خویش وارد کنند. لازمه این کار ، ایجاد مرزهای اقتصادی و تاسیس گمرک بود. دولت ها می کوشیدند در قبال صدور یک کالا ، کالایی با ارزش تر وارد کنند یا در مقابل صدور کالای خود ، پول دریافت کنند یا با در پیش گرفتن سیاستی مبتنی بر خود بسندگی ، کشور خود را از کشور های دیگر بی نیاز سازند.
از انجا که در پیش گرفتن سیاست مرکانتلیستی در اروپا ، به سبب این که همه دولت ها خواستار ان بودند ، دشوار بود ، اروپایی ها متوجه مستعمرات شدند . غارت مستعمرات ، دزدی دریایی ، چپاول بومیان ، برقراری روابط تجاری کاملا ظالمانه با مردم مستعمرات و اقداماتی از این قبیل به کشورهای استعمار گر اروپایی امکان داد که به قیمت فقیر ساختن دیگران ، خود را ثروتمند و قدرتمند کنند. در پیش گرفتن سیاست اقتصادی مرکانتلیستی به افزایش قدرت و ثروت ملل اروپایی کمک فراوانی کرد اما اثر پایدار آن ، فقر روز افزون ملل مستعمره و عقب ماندگی آنها برای سالیان متمادی بود.




منبع این مطلب کتاب تاریخ ایران و جهان سال سوم انسانی ؛ درس اول ؛ صفحه 19

برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید


نظرات()   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات