دوشنبه 12 آبان 1393  12:33 ق.ظ
نوع مطلب: (اندیشه من ،فلسفه ،) توسط: من

اخلاقیات یکی از مباحثی هست که من واقعا از مطالعه توش لذت می برم و حتی اگر چیزی ازش ندونم و در حد یک فرد عامه ازش اطلاع داشته باشم باز هم از سفسطه کردن دربارش لذت می برم
پس شما رو دعوت می کنم به خوندن سفسطه های بی پایه و اساس خودم!

ارزش های اجتماعی قبل از اخلاقیات و اخلاقیات قبل از ارزش های دینی قرار دارند

اگر ما مقرضانه اعلام کنیم یک فرد دیندار هستیم پس می توانیم معنا کرد که بله من یک اخلاق مدار هستم
حال سوالی که پیش می اید این است که یک فرد اخلاق مدار همان فردی است که به اخلاقیات عمل می کند و اگر به اخلاقیات عمل می کند با توجه به ان چه گفتم یعنی انکه بنابه فرهنگ ان جامعه ان فرد یک اخلاق مدار تلقی می شود و در جامعه ای دیگر نه!
پس نباید قطعا به دنبال یک فرد اخلاق مدار بین المللی گشت چرا که همان طور که گفتیم ارزش های اجتماعی درون اخلاقیات قرار گرفته اند!

پس وقتی که زیر پرونده ی شما می نویسند به خاطر موارد اخلاقی اخراج گشت!
دقیقا چرا اخراج گشته به خاطر عدم رعایت مسائل دینی یا مسائل اخلاقی درون سازمانی یا به خاطر ارزش های اجتماعی ان کشور؟!
اوه خدای من پس ما با این حال وقتی سخن از ازادی خواهیم زد می توانیم بگوییم " ازادی ازادی ازادی از اخلاقیات"شعار زیاد قشنگی نخواهد بود چون تمام انسان ها چه بخواهند چه نخواهند برای خودشان اخلاقیاتی دارند
اخلاق را اصلا شاید بتوان خلق و خوی افراد ساکن و معتقد به برخی ارزش ها معنا کرد
اگر در یک دهکده فقط ده نفر زندگی کنند و این ده نفر از ده جای مختلف دنیا با ارزش های دینی متفاوت اورده شوند و تمام اسباب و وسایل ارتباطی ان ها اعم از گوشی تلفن ، لپ تاپ ، و سایر وسایل الکترونیکی که توانایی گرفتن امواج را داشته باشند مانند تلویزیون و رادیو را بگیریم و تنها به ان ها وسایلی را دهیم که محدوده اش به محدوده ان دهکده محدود شده باشد و برای ان ها هیچ قانونی درج نکنیم به این معنی که ان ها می توانند یک دیگر را بکشند!
نکته ای که باید در این قسمت به ان توجه کنید این است که این افراد به صورت راندوم از میان انسان هایی که فاقد سابقه هستند انتخاب شده اند یعنی یک شهروند ارام که تنها اشتباهش رد شدن از چراغ قرمز باشد ، با شغل های مختلف و نامعلوم شاید یک دکتر شاید یک کارگر البته نه از قشر مرفه چون که ما ان ها را هم می توانیم به گونه ای قاتلین قانونی بدانیم!- این سخن را به نماد گفتیم و مطلقا معنایی پشتش نیست!- خیلی خوب حال فکر می کنید این ده نفر از نژاد ها ی مختلف با فرهنگ ها و زبان های مختلف چگونه شروع خواهند کرد به برقراری رفتار !
ایا ان ها بدون انکه یک دیگر را بشناسند و حتی بخواهند بشناسند بر سر غذا هم دیگر را خواهند کشت
یا انکه سعی خواهند کرد دست و پا شکسته با زبان انگیلیسی صحبت کنند هر چند باز هم امکان دارد تعدادیشان نفهمند
فکر می کنید چه کنند اینکه چه می کنند برای من هم مهم است ولی نه سال اول و نه سال دوم من می خواهم بدانم ان ها بعد از بیست سال چه می کنند اگر تا ان زمان زنده باشند
من فکر می کنم ان ها تبدیل به موجوداتی شده اند که به هیچ فرهنگی اتصال کامل ندارند می توانیم ان ها را فرهنگ میکس شده ای از جهان دانستند البته با مقدرای شدید اغراق
ان ها به گونه ای متفاوت زندگی خواهند کرد من در این مطمئن هستم ان ها فهمیده اند فرهنگ های دیگر ان قدر ها هم که فرهنگ خودشان می گفت احمقانه و ظالمانه نیستند ان ها به این نتیجه خواهند رسید که اخلاقیات چیزی جز افریده ی دست بشر نیستند ولی ایا می توان اهمیت اخلاقیات را کتمان کرد
بله درست است اخلاقیات بسیار مهم هستند ان قدر که به نظر من زندگی بدون اخلاقیات غیر ممکن است



ولی در انتهای این پست باید بگم که " متاسفم من یک اخلاق مدار نیستم!"
ترجیح می دم یک اخلاق مدار نباشم
تا هر روز صبح که از خواب پا می شوم به دنبال یک ماسک بگردم تا روی صورتم بزنم و لبخند زنان به همه سلام دهم
و هر از چندین گاهی در توالت اداره به هر کس که از صبح تا به حال دیده ام فحش دهم
من ادم عجیبی نیستم
شاید هم هستم لطفا تعجب نکنید
هر چه قدر هم به دنبال اخلاقیات باشیم باز هم امکان دارد روزی کله یمان به سنگ بخورد چون در 90 درصد -بادید خوش بینانه-مواقع انسان ها تظاهر می کنند شاید حتی بی انکه خودشان بدانند
پس بهتر است جمله ام را تصحیح کنم
" من می خواهم اخلاق مدار باشم ولی نه به این معنی که به دنبال انچه باشم که تو می خواهی من به دنبال و تابع ارزشهایی هستم که ان را اخلاقیات اصلی خواندم من به دنبال ان هستم که هیچ وقت از دست من به ستم بر کسی سیلی زده نشود من به دنبال ان هستم که ان قدر چشم هایم قوی باشند که هیچ گاه حتی به اشتباه مورچه ای را نکشم ولی من نمی توانم حتی ان زمان هم ادعا کنم که اخلاق مدار هستم!"

اگر در انتهای این پست دچار تناقض و گیجی شدید اصلا به دل خودتان تردید راه ندهید ، دقیقا هدف این پست هم ایجاد این حالت تهوع در شما بود که از هر چه انسان و اخلاقیات است به تهوع ایید!
دوباره تکرار می کنم این ها یک سری سفسطه های پریشان یک ذهن بیمار است ، زیاد توجه نکنید!


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها