چهارشنبه 24 دی 1393  06:52 ب.ظ
نوع مطلب: (تاریخ ،) توسط: من

نظام الملک در فصلی با عنوان " در گزاردن حق خدمتکاران و بندگان شایسته " چنین می نویسد:

" هر که از خدمتکاران خدمتی پسندیده کند ، باید که در وقت نواختی یابد و ثمرت ان بدو رسد و آنکه تقصیری کند بی ضرورتی و سهوی ، آن کس را به اندازه گناه مالشی رسد ، تا رغبت بندگان درخدمت زیادت گردد و بیم گناهکاران بیشتر می شد و کار ها بر استقامت می رود."


حکایت : گویند روزی نوشروان عادل بر نشسته بود و با خاصگیان به شکار می رفت و بر کنار دیهی گذر می کرد . پیری را دید نودساله که گردو در زمین می نشاند . نوشروان را عجب آمد ، زیرا که بیست سال گردو کشته بر می دهد . گفت :" ای پیر ! گردو می کاری؟"

 گفت " آری "

خدایگان گفت : " چندان بخواهی زیست که برش بخوری؟"

پیر گفت " کشتند و خوردیم و کاریم  وخورند"

نوشروان را خوش امد . گفت :" زه"

در وقت خزانه دار را گفت تا هزار درم به پیر داد . پیر گفت : " ای خداوند! هیچ کس زودتر از بنده  بر این گردو نخورد"

گفت:" چگونه؟"

پیر گفت " اگر من گردو نکشتمی و خدایگان این جا گذر نکردی ، آنچ بر بنده رسید نرسیدی و بنده آن جواب ندادی ، من این هزار درم از کجا یافتمی؟"

نوشروان گفت : "زهازه!" خزانه دار در وقت دو هزار درم دیگر بدو داد از بهر آنک دوبار زه بر زبان نوشروان برفت.

 

نظام الملک طوسی ، سیر المولک ( سیاستنامه) ، تصحیح هیوبرت دارک ، تهران 1355 ، صفحه  و 153

 



نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها