پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394  02:34 ق.ظ
نوع مطلب: (□معرفی نامه ،ادبیات ،) توسط: من

امروز یه سر زدم به سایت مجله داستان همشهری یه مقاله جالب خوندم گفتم بذارم شما هم بخونید



در زندگی بعضی از ما لحظاتی پیش آمده که احساس کرده باشیم به‌شدت به نوشتن نیازمندیم؛ نه از آن نوع نوشتنی که در کلاس‌های انشا تجربه کرده‌ایم یا مقاله‌نویسی‌هایی که در دوره‌ی تحصیلات تکمیلی کابوس شبانه‌مان می‌شدند؛ بلکه نوشتنی آزاد و رها، بی‌قید و بندِ درست‌نویسی، واضح‌نویسی و تعهد وفادارماندن به سوال طرح‌شده. از آن نوع نوشته‌هایی که در دفتر‌های خاطرات ثبت می‌شدند، در اعترافات عاشقانه یا نامه‌های تندوتیزی که خطاب به مادر و پدر یا دوست صمیمی‌مان می‌نوشتیم و در آن بدون آن‌که نگران منطقی بودن اعتراض‌مان باشیم یا به منصفانه بودن حکم‌مان فکر کنیم، آن‌ها را محاکمه می‌کردیم. بسیاری از این دست‌نوشته‌ها با وسواس سربه‌نیست می‌شدند و زندگی با حس رقیقی از سبکی مطبوع و دل‌چسب دوباره به حالت عادی‌اش بازمی‌گشت. آیا واقعا نوشتن حال آدم را بهتر می‌کند؟ آیا وقتی احساس خفگی می‌کنیم و با درماندگی می‌گوییم الان نیاز دارم بنویسم، رفع این نیاز حس خفگی را کاهش می‌دهد؟


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها