پنجشنبه 4 تیر 1394  01:15 ق.ظ
نوع مطلب: (خودکشی ،مرگ ،) توسط: جلال موسیر لهستانی





موضوع خودکشی یکی از مطالب خیلی قدیمی این وبلاگ هست{لینک} ، ولی باید بگم که این موضوع یکی از موضوع های مورد علاقه من هست همون طور که توی یکی از محبوب ترین پست های این وبلاگ در این زمینه نوشتم {لینک}:

هنوز که هنوز است اینجانب در نیافته ام که " چه عاملی موجب می شود انسانی به سرحدی از تنفر از خود و جامعه برسد که دیگر نخواهد لحظه ای بیشتر نفس بکشد! و جان شیرین را در دست نهاده و با زیر پا نهادن عرف و حتی دین به سمت مرگ خود را مهمان نا خوانده کند"

و در واقع زندگی و ساختار شخصیتی ادم هایی که مشهور بودند و شاید بتوان گفت افراد زیادی می خواستند جای ان ها باشند ولی خودکشی کردند باعث می شد که جذابیت این موضوع در ذهن من بیشتر بشود که کمتر نه!
اگر در ایران در نظر بگیریم افرادی مثل فرخی یزدی و یا صادق هدایت یا تقی رفعت اقدام به خودکشی کرده اند
هر چند که به قولی "هیچ کس نمی تواند تمام افکار و لایه های شخصیتی ذهن فرد دیگری را بخواند" و بعلاوه اگاهی ما از این مشاهیر در حد حرف هایی هست که زده شده و نه مشاهده مستقیم

یکی از افرادی که در شهرت خودش را کشته است هم جناب دیوید فاستر والاس است که در ادامه شرحی از این فرد می خوانیم:


دیوید فاستر والاس (۲۱ فوریه ۱۹۶۲ - ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۸) نویسنده رمان و داستان‌های کوتاه آمریکایی بود. دیوید فاستر والاس یکی از نویسندگان موفق نسل خودش بود که در نهایت بعد از نوشتن داستان‌های مشهوری مثل «شوخی بی پایان و چند کتاب دیگر» به زندگی خود در اتاق شخصی اش پایان داد. دیوید فاستر والاس به خاطر رمان 1079 صفحه ‌ای «شوخی بی پایان» که سال 1996 نوشت، در رسانه‌های ادبی جهان معروف شد.

مجله تایم چندی پیش این رمان را در لیست صد رمان برتر زبان انگلیسی انتخاب کرد. والاس اولین رمانش را با عنوان «جاروی سیستم» در سال 1987 منتشر کرد. استفاده از کلمات و لغات دور از ذهن و قدیمی در داستان، مورد علاقه وی بود، به همین خاطر معروف است که هنگام خواندن رمان یا داستانی از والاس باید لغتنامه آکسفورد را همراه داشته باشید.

آخرین کتاب والاس «شاه رنگ پریده» نتیجه تحقیقات وی از سال 1997 بود که نیمه تمام ماند و در سال 2011 چاپ شد که طعم «شوخی بی پایان»ش را داشت ولی تنها شوخی آن این است که شبیه بقیه کتابهای والاس نیست.

او مثل سایر نویسنده ها آخرین کارش را بر اساس زندگی و در حقیقت پایان زندگی اش نوشته است و اکثر منتقدان آن را افسرده ترین کار والاس اعلام می کنند و حتی بعضی اعتقاد دارند تصمیم او برای خودکشی با نوشتن این کتاب شروع شده است. این کتاب که بخش عمده ای از آن نامه ها و دست نوشته هایی است که از دفتر و منزل شخصی نویسنده جمع آوری شده است از پایانی نامعلوم خبر می دهد که در رمان شوخی های بی پایان نیز مطالب در هیچ جایی تمام نمی شود و می توان نوشته های والاس را نوشته های بی انتها خطاب کرد که در آخرین کتابش به اوج خود می رسد و وقتی زندگی خود را با حلقه ای طناب پایان می دهد زندگی و کتاب‌هایش را با هم ناتمام می‌گذارد.

در حقیقت قصد از نوشتن کتاب «پادشاه رنگ پریده» توصیف زندگی بی رنگی است که مانند رنگ های آبی بی اختیاری است که در گوشه و کنار کارهای پیکاسو دیده می شود که دلیل استفاده از آنها در آن نقطه مشخص نیست.

به طور خلاصه می‌توان گفت والاس با کتاب و اقدامش برای خودکشی نشان می دهد که در زندگی همه چیز در مقابل هم وجود دارند. سرگرمی در مقابل افسردگی، وظیفه در مقابل تفریح، پیچیدگی در مقابل سادگی و حتی توجه در مقابل بی توجهی همگی در بازی قرار دارند که پایانی ندارد و در این میان نویسنده ای مثل والاس خود را برای پایان دادن به این بازی از بین می برد ولی شاید راههای بهتری برای پایان دادن به این تقابل های تکراری در زندگی وجود داشته باشد...

شاید همچین مرگی رو بشه اینطوری هم تفسیر کرد " میخوام تو شاد ترین لحظه زندگیم بمیرم!"

منبع : خبر آنلاین




نظرات()   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات