دوشنبه 3 مهر 1391  02:39 ب.ظ
نوع مطلب: (صوفیه ،عرفان ،) توسط: من


چرخ زدن، اشاره به توحید که مقام عارفان است، جهیدن و پا کوفتن، اشارت به اینکه سالک نفس خود را مسخر کرده و دست افشاندن اشارت به شادی حصول شرف وصال و پیروزی بر سپاه نفس اماره، است.[۵۵]

مولویان در اجرای سماع، پیوسته، با اتکا بر آرای بطمیوسی، حرکات سماوات و دور که از ارکان تصوف است را به صورت دایره ای از هستی مطلق تا انسان مادی و دوباره از انسان تا هستی مطلق مد نظر قرار دادند و حتی قسمتی از سماع خانه را دایره وار ساختند.
این حرکات موزونِ نیایشی و آئینی در میان تمام اقوام، بیانگر ارتباط بشر با مبدأ جهان بوده است و در واقع آن کانون را به صورت نمادین در مرکز حلقه حرکت قرار می دهند و خود مانند افلاک بر گرد آن می چرخند

در قیاسِ سماع مولویانه با رقص های آفریقایی یا سرخپوستی به این جمع بندی می توان رسید که در سماع، فردیت حفظ می شود و هر فرد جداگانه به گرد خویش می گردد و محوریت این حرکت را انسان تشکیل می دهد؛ بنابراین اومانیسم و انسان گرایی در رقص سماع،اساس است؛ این درحالیست که در رقص های باستانی و آئین های کهن، عنصر طبیعت در مرکز است. در رقص سماع این انسان است که به فیض می رساند چرا که وی جانشین و خلیفه الهی است و شاید بتوان این حرکت را با گردش به دور خانه کعبه قیاس کرد.
در سماع مولانا دستی که به سوی آسمان است نماد دریافت فیض مبدأ هستی و دستی که به سوی زمین است

نماد بخشش به کل موجودات است و انسان در این میان به عنوان واسطه مطرح است. لباس نیز در سماع حائز اهمیت است؛ لباسی سفید با دامن بلند که نمادی از روح یا جهان روحانی است که فرشتگان را به ذهن می آورد.[۵۸] عشق به سماع در واژه به واژه ی اشعار مولوی موج می زند آنچنان که در دفتر سوم مثنوی، رقصندگان سماع را کسانی معرفی می کند که از نقص خود رسته اند و از درون، دف و نی می زنند: چون رهند از دست خود دستی زنند/ چون جهند از نقص خود رقصی کنند[۵۹] و حجت را بر خرده گیران تمام می کند و در دیوان شمس خطاب به صورتگرایان می فرماید:
در وقت سماع صوفیان را/ از عرش رسد خروش دیگر تو صورت این سماع بشنو/ کایشان دارند گوش دیگر


نظرات()   
   
دوشنبه 3 مهر 1391  02:33 ب.ظ
نوع مطلب: (صوفیه ،عرفان ،) توسط: من


چون شمس تبریزی را دید عاشق وی شد و هر چه او می فرمود را غنیمت می داشت؛ پس چون شمس به وی اشارت کرد که به سماع درآ، مولانای ۳۸ ساله آنچنان تحت تاثیر شمس قرار گرفت که منبر و مدرسه را ترک کرد. استدلال شمس در تشویق مولوی به سماع این بود که آنچه مولانا می طلبد با سماع، زیاد می شود و سماع برای انسانهای عادی که به هوای نفس مشغولند حرام است نه برای کسانی که عاشق و طالب حق هستند.[۴۱]و حتی از نظر او سماع مدد حیات محسوب می شد.[۴۲]

شیفتگی مولانا به سماع آنچنان بود که پس ازآگاهی از کشته شدن شمس نیز مراسم سماع را به جای آورد. دکتر تفضلی[۴۳]مولانا را در این زمان اینگونه توصیف می کند: "یک فرجی هندی به تن کرد و کلاهی پشمین و عسلی رنگ بر سر گذاشت - جلوی پیراهنش را باز کرد و دستارش را به شکل شکرآویز بست و کفش و چکمه مخصوص پوشید و با این شکل و شمایل به سماع پرداخت". صلاح الدین زرکوب نیز وصیت می کند تا جنازه اش را در حالت سماع تدفین کنند و مولانا هم به این وصیت عمل می کند و جنازه او را با نواختن دف و نقاره در حالی که سماع می کردند دفن می کند وشب بعد از تدفین صلاح الدین زرکوب را، شب عرُس می نامد؛ عرُس واژه ای عربی است به معنای نکاح یا طعامی که در سور و ضیافت زفاف داده می شود. 

مولانا


نظرات()       
دوشنبه 3 مهر 1391  02:19 ب.ظ
نوع مطلب: (صوفیه ،عرفان ،) توسط: من


ی امروزه پایکوبی و رقص در نزد مسلمانان عملی مذموم است. با اینحال علمای شیعه اتفاق نظری در خصوص جزئیات احکام سماع ندارند. بطور خلاصه همه علمای اسلامی رقصی که باعث تحریک شهوت غیر همسر بشود را حرام می‌دانند.[۲۴][۲۵] حتی خود صوفیان نیز در خصوص سماع نظر واحدی ندارند. برخی از صوفیه همچون مولانا سماع را سبب جمعیت حال سالکان، آرام دل عاشقان، سرور سینه صادقان، غذای جان سایران و دوای درد سالکان می دانند و معتقدند در سماع خداوند بیشتر بر جان مردان خدا تجلی می‌کند.
گروهی از صوفیه همچون امام محمد غزالی و امام قشیری راه میانه پیموده‌اند و نوع خاصی از سماع را فقط برای کسانی حلال می‌دانند که نفس ایشان مرده و دل ایشان زنده باشد. همچنین برخی ورود مبتدیان و اغیار را به مجلس سماع منع نموده و برگزاری آن را محدود نموده‌اند.[۲۷][۲۸]

با وجود این مخالفت‌ها در میان برگزار کنندگان مجالس سماع نام‌های مشهور زیادی همچون ذوالنون مصری، جنید بغدادی، ابوسعید ابوالخیر، احمد غزالی، عین‌القضات همدانی، شمس تبریزی، اوحدالدین کرمانی، عطار نیشابوری، مولوی (برای اطلاع بیشتر از موافقان سماع نک: ویکیپدیا، مدخل مولوی) امیرخسرو دهلوی و شاه نعمت‌الله ولی نیز به چشم می‌خورند[۲۹] اما در باب حلال یا حرام بودن سماع، افرادی که به سماع گرایش داشتند بالطبع آن را حلال می دانستند و در مقابل، بی میلان به سماع، آن را ناپسند و حرام. 

سماع


نظرات()       
دوشنبه 3 مهر 1391  02:17 ب.ظ
نوع مطلب: (عرفان ،صوفیه ،) توسط: من

در عهد شاه نعمت الله ولی (موسس سلسله نعمت اللهی) مجالس سماع به نحوی که با آداب شریعت مغایر نبوده وجود داشته است:

  • برخلاف سماع معمول آن عصر، رقصیدن و چرخیدن و دویدن متداول نبوده است.
  • کف و گاهی نی و دف می زدند.
  • در شروع مجلس، شاه نعمت الله متوجه قبله می نشست که نشان دهد ظاهر و باطن باید متوجه حق باشد. به دستور وی، حضار دل را متوجه دلدار نموده، به خواندن اذکار که اغلب لااله الاالله بود مشغول می شدند. با گفتن لااله به معنی نفی ماسوای حق، سر را به طرف راست حرکت می دادند (قوس امکان) و با الاالله، سر را بعنوان اثبات وجود حق به طرف چپ (دل) سوق می دادند (قوس وجوب)
  • فکرکنیدبعدازحدود20بارذکرچه حالت تهوعی به ادم دست می ده....


نظرات()   
   
دوشنبه 3 مهر 1391  02:08 ب.ظ
نوع مطلب: (عرفان ،صوفیه ،) توسط: من

سماع در لغت به معنی شنیدن، شنوایی و آوای گوش‌نواز است.[۱]در اصطلاح صوفیان سماع به معنی خواندن آواز و یا ترانه عرفانی توسط قوال یا قوالان (گاه همراه با نغمه ساز) و به وجد آمدن شنوندگان در مجالس «ذکر جلی» است. از آنجا که این به وجدآمدن گاه به رقص و دست افشانی می‌انجامد، تقلیبا به مجموعه قوالی، نغمه ساز، به وجد آمدن و رقص، سماع گفته می‌شود.[۲]


سماع در لغت در معنای شنیدن، رقص و وجد است و در اصطلاح بر آوازی اطلاق می شود که حال شنونده را منقلب گرداند
سماع در اصطلاح صوفیه گوش دل فرو داشتن به اشعار و الحان و نغمه ها و آهنگ های موزون است، در حال جذبه و بی خودی. سماع را دعوت حق خوانند، و حقیقت سماع را بیداری دل دانند و توجه آن را به سوی حق انگارند. (جواد نوربخش)
در باب وجه تسمیه سماع، احمد غزالی معتقد بود که سین و میم سماع اشاره دارد به سم، به معنای سّرِ سماع که مانند سم است و عین و میم به معنی مع، بدین معنا که سماع شخص را به معیت ذات الهی می برد .


نظرات()   
   
آخرین پست ها

سایتهایی برای کیفیت زندگی مجازی..........جمعه 31 فروردین 1397

لیست بهترین انیمه هایی که دیدم..........جمعه 31 فروردین 1397

تغییر زبان کامپیوتر صرفا با فشار یک کلید..........جمعه 31 فروردین 1397

سر رشته زندگی را به دست گیرید + انیمه..........جمعه 31 فروردین 1397

چطور زندگی خود را گذراندیم؟..........سه شنبه 11 مهر 1396

رومن گاری بخوانیم..........سه شنبه 7 شهریور 1396

برگزیده ای از تصاویر کتاب «غلط کردم» از شل سیلور اشتاین..........چهارشنبه 1 شهریور 1396

برگزیده ای از اشعار کتاب «غلط کردم» از شل سیلور اشتاین..........چهارشنبه 1 شهریور 1396

چطور می توانم از دست چپم استفاده کنم؟ ..........چهارشنبه 25 مرداد 1396

معرفی بیگانه آلبرکامو و مواردی شبیه به آن..........شنبه 21 مرداد 1396

به نظر شما چه چیزی باعث می شود یک نفر تن به خودکشی بدهد؟..........پنجشنبه 12 مرداد 1396

کنترل زندگی بدون ترمز..........چهارشنبه 4 مرداد 1396

مارکز،کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد..........شنبه 31 تیر 1396

تفاوت معنی کشتن..........چهارشنبه 28 تیر 1396

ورونیکا می خواهد بمیرد 2..........چهارشنبه 28 تیر 1396

همه پستها