جمعه 1 آذر 1392  02:25 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،اشخاص ،شعر ،) توسط: من

میرزا عباس ، فرزند آقا موسی بسطامی در عصر قاجار می زیست.
وی ابتدا مسکین تخلص می کرد و بعد تخلص فروغی را برگزید.
وی در زمان وزارت حاج میرزا آقاسی به عتبات رفت و در بازگشت از این سفر به عرفان علاقمند شد و در خط تصوّف افتاد.
سرمشق کار فروغی در غزل از خواجه ی شیراز است(حافظ) گرچه در سخنش ابداع و ابتکار چندانی به نظر نمی اید اما از روانی بیان و سوز و گداز عارفاه هم خالی نیست. تقلید او با چنان ظرافتی همراه است که گویی خود شیوه ی خاصی را ابداع کرده است.
برخی از غزلیات وی مانند غزل مردان خدا به دلیل لطف بیان و شور و حال عارفانه شهرت یافته اند.



نظرات()       
دوشنبه 3 مهر 1391  02:17 ب.ظ
نوع مطلب: (عرفان ،صوفیه ،) توسط: من

در عهد شاه نعمت الله ولی (موسس سلسله نعمت اللهی) مجالس سماع به نحوی که با آداب شریعت مغایر نبوده وجود داشته است:

  • برخلاف سماع معمول آن عصر، رقصیدن و چرخیدن و دویدن متداول نبوده است.
  • کف و گاهی نی و دف می زدند.
  • در شروع مجلس، شاه نعمت الله متوجه قبله می نشست که نشان دهد ظاهر و باطن باید متوجه حق باشد. به دستور وی، حضار دل را متوجه دلدار نموده، به خواندن اذکار که اغلب لااله الاالله بود مشغول می شدند. با گفتن لااله به معنی نفی ماسوای حق، سر را به طرف راست حرکت می دادند (قوس امکان) و با الاالله، سر را بعنوان اثبات وجود حق به طرف چپ (دل) سوق می دادند (قوس وجوب)
  • فکرکنیدبعدازحدود20بارذکرچه حالت تهوعی به ادم دست می ده....


نظرات()   
   
دوشنبه 3 مهر 1391  02:08 ب.ظ
نوع مطلب: (عرفان ،صوفیه ،) توسط: من

سماع در لغت به معنی شنیدن، شنوایی و آوای گوش‌نواز است.[۱]در اصطلاح صوفیان سماع به معنی خواندن آواز و یا ترانه عرفانی توسط قوال یا قوالان (گاه همراه با نغمه ساز) و به وجد آمدن شنوندگان در مجالس «ذکر جلی» است. از آنجا که این به وجدآمدن گاه به رقص و دست افشانی می‌انجامد، تقلیبا به مجموعه قوالی، نغمه ساز، به وجد آمدن و رقص، سماع گفته می‌شود.[۲]


سماع در لغت در معنای شنیدن، رقص و وجد است و در اصطلاح بر آوازی اطلاق می شود که حال شنونده را منقلب گرداند
سماع در اصطلاح صوفیه گوش دل فرو داشتن به اشعار و الحان و نغمه ها و آهنگ های موزون است، در حال جذبه و بی خودی. سماع را دعوت حق خوانند، و حقیقت سماع را بیداری دل دانند و توجه آن را به سوی حق انگارند. (جواد نوربخش)
در باب وجه تسمیه سماع، احمد غزالی معتقد بود که سین و میم سماع اشاره دارد به سم، به معنای سّرِ سماع که مانند سم است و عین و میم به معنی مع، بدین معنا که سماع شخص را به معیت ذات الهی می برد .


نظرات()   
   
دوشنبه 3 مهر 1391  02:06 ب.ظ
نوع مطلب: (عرفان ،صوفیه ،) توسط: من

خلسه حالت خاصی از آگاهی که بدن در این حالت در خواب عمیق (ریلکسیشن) بوده ولی ذهن کاملاً آگاه و بیدار باشد.

این حالت توام با آرامش خاصی است با فعال شدن اعصاب پاراسمپاتیک با نرمال کردن کنش‌های بیولوژیکی که دارای یک آستانه است و با تمرکز و تلقین ناخودآگاه هم می تواند همراه باشد. خلسه در حالت‌های هیپنوتیزمی و مدیتیشن و ورزش‌هایی با تمرکز ذهن و تجارب روحی متعالی عرفانی همراه هست. حالت ترانس (خلسه منفی) می‌باشد که با تحریک شدید اعصاب سمپاتیک و با تحریک اعصاب و انقباض عضلانی و اظطراب همراه هست. مواردی چون حالت‌های افیونی و رقص‌های تند دراویش و دانس‌های مدرن ترانس وجود دارد. در هر دو حالت خلسه فاصله از -آگاهی- وجود دارد. در خلسه فراهوشیاری و در ترانس اختلال در خودآگاهی است.


نظرات()   
   
شنبه 1 مهر 1391  05:27 ب.ظ
نوع مطلب: (عرفان ،صوفیه ،) توسط: من

تصوف، روشی است از سلوک باطنی دینی در عالم اسلام. در تعریف تصوف، نظرات مختلفی بیان شده اما اصول آن بر پایه طریقه ایست که شناخت خالق جهان، کشف حقایق خلقت و پیوند بین انسان و حقیقت از طریق سیر وسلوک عرفانی باطنی و نه از راه استدلال عقلی جزئی میسر است. موضوع آن، نیست شدن خود، و پیوستن به خالق هستی و روش آن اصلاح وکنترل نفس و ترک علایق دنیوی و ریاضت و خویشتن داری است.

[۱][۲] ظاهراً واژه صوفی در قرن دوم، در برخی از سرزمینهای اسلامی، بخصوص در بین النهرین، متداول شد. کسانی که در قرن دوم صوفی خوانده می‌شدند، تشکیلات اجتماعی و مکتب و نظام فکری و عرفانی خاصی نداشتند؛ به‌عبارت دیگر، تشکیلات خانقاهی و رابطه مرید و مرادی و آداب و رسوم خاص صوفیه، و هم‌چنین نظام فکری و اعتقادی ای که جنبه‌نظری تصوف را تشکیل می‌دهد، در قرن دوم و حتی در ربع اول قرن سوم پدید نیامده بود.

معرب کلمه یونانی سوفیا - بعضی‏ نوشته‏اند که لفظ صوفی از کلمه یونانی صوفیا یا سوفیا به معنی حکمت و سوفس،به معنی حکیم دانشمند آمده و با کلمات فیلسوف به معنی دوستدار حکمت، مرکب از فیلاسوفیا و همچنین سوفسطایی از حیث اشتقاق‏ مناسب است و لفظ تصوف هم با تئوسوفی به معنی خداشناسی یا حکمت الهی بی‏شباهت نیست هرچند این با نظر ابوریحان بیرونی همسوست.[۶] ولی بنظر ادوارد براون اسم طایفه صوفیه بهیچ وجه با کلمه یونانی سوفوس ارتباطی ندارد


نظرات()   
   
آخرین پست ها

سایتهایی برای کیفیت زندگی مجازی..........جمعه 31 فروردین 1397

لیست بهترین انیمه هایی که دیدم..........جمعه 31 فروردین 1397

تغییر زبان کامپیوتر صرفا با فشار یک کلید..........جمعه 31 فروردین 1397

سر رشته زندگی را به دست گیرید + انیمه..........جمعه 31 فروردین 1397

چطور زندگی خود را گذراندیم؟..........سه شنبه 11 مهر 1396

رومن گاری بخوانیم..........سه شنبه 7 شهریور 1396

برگزیده ای از تصاویر کتاب «غلط کردم» از شل سیلور اشتاین..........چهارشنبه 1 شهریور 1396

برگزیده ای از اشعار کتاب «غلط کردم» از شل سیلور اشتاین..........چهارشنبه 1 شهریور 1396

چطور می توانم از دست چپم استفاده کنم؟ ..........چهارشنبه 25 مرداد 1396

معرفی بیگانه آلبرکامو و مواردی شبیه به آن..........شنبه 21 مرداد 1396

به نظر شما چه چیزی باعث می شود یک نفر تن به خودکشی بدهد؟..........پنجشنبه 12 مرداد 1396

کنترل زندگی بدون ترمز..........چهارشنبه 4 مرداد 1396

مارکز،کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد..........شنبه 31 تیر 1396

تفاوت معنی کشتن..........چهارشنبه 28 تیر 1396

ورونیکا می خواهد بمیرد 2..........چهارشنبه 28 تیر 1396

همه پستها